تغيير ثالث قتل حضرت ذي النورين و آنچه بر آن مترتب شد و اين اعظم تغيّرات است آنحضرت صلي الله عليه وسلم را حد فاصل نهادند در ميان زمان خير و زمان شر و مطمح اشارت همان تغير را ساختند در احاديث بسيار كه همه به هيأت اجتماعيه متواتر باشد و آنجا خلافت خاصه منتظمه منقطع شد كما نص النبي صلي الله عليه وسلم علي ذلك في احاديث كثيرة و آنحضرت صلي الله عليه وسلم در بسياري از احاديث هر سه مشائخ را جمع فرموده اند چنانكه در مقصد اول نوشتيم و اگر به چشم تأمل در نگري هر جا ذكر خلافت خاصه منتظمه بالفعل مذكور شد ذكر هر سه بزرگ يك جا آمده و خلافت خاصه با مداخلت در امور عظام به حضور آنحضرت و بعد آنحضرت صلي الله عليه وسلم هر جا كه مذكورست ذكر شيخين است لا غير و آنجا قرون ثلاثه مشهود بالخير منقطع شد و قرن ثالث مدت خلافت ذي النورين بود كه قريب به دوازده سال بوده است سيرت حضرت ذي النورين نسبت به سيرت شيخين مغايرتي داشت؛ زيرا كه گاهي از عزيمت به رخصت تنزل مي نمود و امراي حضرت ذي النورين نه بر صفت امراي شيخين بوده اند و انقياد رعيت مر اورا نه مثل انقياد رعيت با حضرت صديق و فاروق بود هر چند آن خشونتها از قوت به فعل نيامد و از دل و زبان به دست و سلاح انتقال نه كرده بود الا عند اتمام هذا القرن وهذا لا ينازع فيه الا مكابرٌ.