فهرس الكتاب

الصفحة 1284 من 2207

و از آن جمله آنست كه سبب اسلام حضرت صديق تنبيه غيبي بوده است چند دفعه يكي آنكه وي رضي الله عنه گفته است كه روزي در ايام جاهليت زير سايه درختي نشسته بودم ناگاه ديدم كه شاخي از آن درخت ميل بجانب من كرد چنانكه به سر من رسيد من در آن مي نگريستم و مي گفتم اين چه خواهد بود آوازي از آن درخت به گوش من رسيد كه پيغمبري در فلان وقت برون خواهد آمد مي بايد كه تو سعادتمند ترين مردمان باشي به وي. گفتم: كه روشن تر بگوي كه آن پيغمبر كيست و نام وي چيست؟ گفت: محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم گفتم وي صاحب و اليف و حبيب من است از آن درخت عهد بستدم كه هر گاه وي مبعوث شود مرا بشارت دهي چون وي مبعوث شد از آن درخت آواز آمد كه بجد باش واهتمام كن اي پسر ابو قحافه كه وحي به وي آمد سوگند به رب موسي كه هيچكس بر تو در اسلام سبقت نخواهد گرفت چون بامداد كردم بسوي رسول الله رفتم چون مرا ديد گفت اي ابوبكر ترا بخداي تعالي و رسول وي ميخوانم گفتم اشهد انك رسول الله بعثك بالحق سراجًا منيرًا پس بوي ايمان آوردم (1) .

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت