فهرس الكتاب

الصفحة 18 من 511

مردي نزد فضيل گفت كه هر كس دختر خود را به تبهكاري بدهد، قطع رحم كرده فضيل گفت: هر كس دخترش را به صاحب بدعتي بدهد قطع رحم كرده؛ و هر كس با صاحب بدعت نشسته، حكمت نصيبش نشده؛ و چون خدا كسي را خصم بدعتگران يابد اميد آن دارم كه گناهان او را بيامرزد.

محمد بن نضر حارثي گويد: «هر كس به گفتار صاحب بدعتي گوش سپارد خداوند عصمت (ايماني) از او بردارد، و به نفس خود واگذارش كند» .

از قول ليث بن سعد آورده اند كه گفت: هر گاه صاحب بدعتي را ببينم كه بر آب راه مي رود باز هم او را قبول ندارم. اين سخن به شافعي رسيد، گفت: ليث كوتاه آمده است، من اگر صاحب بدعتي را ببينم كه در هوا پرواز مي كند هم قبولش ندارم!

از بشر بن حارث نقل است كه گفت: «در بازار بودم خبر مرگِ بشر مريسي را شنيدم، و اگر جاي مناسب سجده بود، همان جا سجدة شكر به جا مي آوردم؛ حمد خداي را كه جان مريسي را گرفت، شما نيز حمدِ خدا كنيد!» .

محمد بن سهل بخاري گويد: نزد «قرباني» بوديم، شروع كرد عليه اهل بدعت حرف زدن؛ يكي گفت: اگر حديث مي گفتي بيشتر خوش داشتيم، «قرباني» به خشم پاسخ داد: گفتار عليه اهل بدعت را از عبادت شصت ساله بيشتر دوست دارم.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت