فهرس الكتاب

الصفحة 16 من 511

از عرباض [1] بن ساريه روايت است كه روزي پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) پس از نماز صبح روي به ما كرد و موعظه بليغ فرمود، آنچنانكه چشمها گريان و دلها لرزان گرديد. يكي پرسيد: يا رسول الله (صلى الله عليه وسلم) اين موعظتي يادگاري بود، اكنون عهد و وصيت تو بر ما چيست؟ فرمود: «شما را وصيت مي كنم به تقواي الهي، و حرف شنوي و فرمانبري (از حاكم) و لو از بنده اي حبشي باشد؛ و بدرستي كه هر كس بعد از من بماند اختلاف فراوان خواهد ديد؛ پس بر شما باد پيروي از سنت من و سنت خلفاي راشدين هدايت يافته بعد از من. به آن سنت چنگ بزنيد و آن را محكم بگيريد. و بر شما باد دوري گزيدن از امور نو درآمد، كه هر نو درآمدي بدعت است و هر بدعتي گمراهي است» .

عبدالله بن محرز گويد: «از دين، سنّت به سنّت مي كاهند همچنانكه ريسمان را قوّت به قوّت مي گسلند» . آورده اند كه طاوس (يماني) با پسرش نشسته بود، يكي از معتزله آمد و شروع به سخن گفتن كرد. طاوس انگشت در گوش نهاد و خطاب به پسرش گفت: تو نيز انگشت در گوش كن كه از گفتار او چيزي نشنوي، كه اين دل ضعيف است. و مجددًا به تأكيد گفت: پسركم، گوش خود را محكم بگير كه نشنوي! و آن قدر حرف خود را تكرار نمود كه آن متكلم برخاست و برفت.

عيسي بن علي ضبي گويد: مردي بود كه همراه ما نزد ابراهيم (نخعي) رفت و آمد مي كرد. به ابراهيم خبر رسيد كه او داخل عقيدة «ارجاء» شده است. بدو گفت: از نزد ما كه برخاستي ديگر برنگرد!

(1) عرباض از مستضعفان اصحاب بود و ازجمله كساني است كه آيه زير درباره آنان نازل شد: {وَلا عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ} ] سورهء توبه، آيهء 92 [. «و (نيز) ايرادى نيست بر آنها كه وقتى نزد تو آمدند كه آنان را بر مركبى (براى جهاد) سوار كنى، گفتى: مركبى كه شما را بر آن سوار كنم، ندارم!» . - مؤلف.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت