عاصم احول از قول ابوالعاليه نقل مي كند كه گفت: «بر شما باد پيروي از امرِ اول كه مسلمانان بر آن بودند پيش از آنكه دسته دسته شوند» . عاصم گويد: اين حرف را به حسن (بصري) گفتم، گفت: به خدا راست گفته و در حق تو نيكخواهي نموده. اوزاعي گويد: «نفس خويش را بر سنت بشكيبان؛ و آنجا كه جماعت توقف كرده اند. توقف كن، و همان بگو كه جماعت گفتند، و از آنچه دست باز داشتند، دست بكش؛ راه پيشينيان شايسته (سلف صالح) برو كه آنچه ايشان را در خور و بسنده بود تو را نيز در خور و بسنده است» . هم از او نقل است كه گفت: «رب العزه را در خواب ديدم، خطاب به من فرمود: عبدالرحمن! تويي كه امر به معروف و نهي از منكر مي كني؟ عرض كردم: آري، به فضل تو پروردگارا. سپس در خواست نمودم كه مرا بر اسلام بميراند، خطاب آمد: و بر سنت!» .
و از قول سفيان] ثوري [نقل كرده اند كه گفت: «قول جز به عمل راست نيايد و عمل جز به نيت درست نشود و قول و عمل و نيت بايد با سنت سازگار باشد» . و نيز آورده اند كه سفيان] ثوري [به يوسف بن اسباط گفت: «اگر خبر مردي از شرق به تو برسد كه همراه و يار سنت است سلامش بفرست، و اگر خبر مردي ديگر از مغرب به تو برسد كه همراه و يار سنت است سلامش بفرست، كه اهل سنت و جماعت] راستين [بسيار كم است» .
و از قول ايوب سختياني آورده اند كه گفت: از «سعادت مرد جوان و مرد عجمي آن است كه خدا موفقش بدارد به عالمي از اهل سنت برسد» .