علماي ما فرموده اند: بي ترديد بيشترين جهل به سبب نفي بعضي از امور که همان انکار و تکذيب است، به وجود مي آيد نه به وسيلة اثبات و قبول، زيرا اطلاع انسان از آنچه قبول مي کنند آسان تر و بيشتر از چيزي است که آن را انکار مي کند. زيرا بيشتر اختلافاتي که موجب به وجود آمدن هواي [نفس] مي شود، ناشي از اين است که همه يا بعضي از آنچه که هر کدام از دو طرف مناظره و گفتگو اثبات مي کنند، صحيح است و در نفي آنچه گروه ديگر بدان معتقدند است، اشتباه مي کنند. [1]
اصول گفتگو
اصل اول:
در پيش گرفتن روش هاي علمي از جمله.
1 -آوردن دلايل براي اثبات يا ترجيح ادعا.
2 -نقل کردن به شيوه صحيح در امور نقل شده.
اين دو روش در اصل مشهور گفتگو آمده است: «إن کنت ناقلًا فالصّحة، وإن کنت مدّعيًا فالدليل» [اگر «مطلبي را] نقل مي کني، آن را به شکل صحيح نقل کن، و اگر ادعايي داري، پس دليل بياور» .
در چندين جا از قرآن کريم چنين آمده است: «قل هاتوا برهانکم إن کنتم صادقين» : «بگو اگر راست مي گوييد دليل خويش را بياوريد.» سورة بقره آيه 111 و سورة نمل آيه 64
«قل هاتو برهانکم هذا ذکر من معي وذکر من قبلي» : «بگو دليل خود را [بر اين شرک] بياوريد اين [قرآن است که] راهنماي کساني است که با من همراهند [و پشينيان بي شمارند] و اين [هم تورات انجيل و کتاب هاي آسماني ديگر که] راهنماي کساني بوده که قبل از من زيسته اند» . سورة انبياء آيه 24.
«قل فأتوا بالتوراة فاتلوها إن کنتم صادقين» : «بگو اگر راست مي گوييد [که شريعت ابراهيم چنين چيزهايي را حرام نموده است، براي اثبات ادعاي خويش] تورات را بياوريد و آن را بخوانيد» سورة آل عمران آيه 93.
اصل دوم:
خالي بودن سخن و دليل فرد مناظره کننده از تناقض؛ زيرا امري که داراي تناقض است، بطلان آن بديهي است.
(1) . تنبيه أولي الأبصار، د. صالح السحيمي، ص 28 با اندکي تصرف